Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رشید

تلفظ بین المللی : /rˈaʃid/ تلفظ :‌ [R'aSid]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • رشید اسفزاری
  • رشید افشار
  • رشید الخلیفه
  • رشید الدحداح
  • رشید بخارایی
  • رشید بیک
  • رشید تبریزی
  • رشید ختنی
  • رشید شرتونی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

رشید. [ رُ ش َ ] (اِخ ) یا رشید ثقفی . تابعی است . (منتهی الارب ).

رشید. [ رَ ] (اِخ ) ابن داود. او راست کتاب تفسیر بر قرآن . (فهرست ابن ندیم ).

رشید. [ رَ ] (اِخ ) عبداﷲ عبادی بن معتمد علی اﷲ. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوالقاسم محمد المعتمد علی اﷲ شود.

رشید. [ رَ ] (اِخ )...

فرهنگ عمید

۱. راهنمای به راه راست، هادی.
۲. دارای رشد.
۳. رستگار، راه راست یافته.
۴. دلیر.
۵. (اسم، صفت ) از نام ها و صفات خداوند.

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - رشد یافته ، رستگار. ۲ - دلیر. ۳ - نیک اندام ، راست قامت .

فرهنگ فارسی

یاسمی .
هادی، راهنمای براه راست، دارای رشد، رستگار
( صفت ) ۱ - راه راست یافته رستگار . ۲ - دلیر شجاع . ۳ - خوش قد و قامت . ۴ - ( صفت خدای ) هادی رهنمای .
لقب هارون خلیفه پنجم از خلفای عباسی که شارلمن پادشاه فرانسه در عصر وی بود .

دانشنامه عمومی

رشید (ابهام زدایی). رشید ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:رشید (شهر)، شهری بندری در شمال مصررشید (فیلم)، فیلمی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی پرویز نوری (۱۳۵۰)قدرت الله ایزدی، ملقب به «رشید» یا «آقا رشید»، کمدین و بازیگر ایرانیwiki: رشید (ابهام زدایی) رشید (شهر). مختصات: ۳۱°۲۴′ شمالی ۳۰°۲۵′ شرقی / ۳۱٫۴۰۰°شمالی ۳۰٫۴۱۷°شرقی / 31.400; 30.417۱۹۸۳: ۳۶۷۱۱ (تقریبی)۱۹۸۶: ۵۱۷۸۹۱۹۹۶: ۵۸۴۳...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: rašid) (عربی) دارای قامت بلند و متناسب ، بلند و متناسب ، شجاع ، دلیر ؛ از نام‌ها و صفات خداوند.

اسم: رشید (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن، مذهبی و قرآنی) (تلفظ: rašid) (فارسی: رَشيد) (انگلیسی: rashid) معنی: شجاع، دلیر، خوش قد و قامت، از نام ها و صفات خداوند، دارای قامت بلند و متناسب، بلند و متناسب، ( اَعلام ) رشید وطواط ( = رشیدالدین محمّد )، ) رشیدالدین، هدایت شده، شجاع و دلیر، از نامهای...

مترادف و متضاد

دلیر، شجاع، گرد

بالغ، عاقل، کبیر

بلندبالا، بلندقامت، خوش‌قدوقامت، رشیق

۱. بالغ، عاقل، کبیر
۲. بلندبالا، بلندقامت، خوشقدوقامت، رشیق
۳. دلیر، شجاع، گرد

adolescent (صفت)جوان، بالغ، رشیدhigh (صفت)رشید، علیه، با صدای بلند، بلند، خوشحال، علوی، خشن، عالی، گزاف، مرتفع، زیاد، عالی مقام، عالیجناب، علی، متعال، بو گرفته، بلند پایه، رفیع، وافرگران، تند زیاد، با صدای زیر، اند...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی رَّشِیدٌ: رشد یافته (رشد:رسیدن به اصل مسائل)معنی غَاوِینَ: گمراهان (کلمه غاوون جمع اسم فاعل است و مفرد آن غاوی و مصدرش غی است و غی معنایش خلاف معنای رشد است و رشد به معنای رسیدن به واقع است و رشید کسی را گویند که اهتمام نمیورزد مگر به آنچه که حق و واقع باشد و در نتیجه غوی کسی است که راه باطل را برود و از راه...معنی غَاوُونَ: گمراهان (کلمه غاوون جمع اسم فاعل است و مفرد آن غاوی و ...

کلمات مرتبط

  • رشید اسفزاری
  • رشید افشار
  • رشید الخلیفه
  • رشید الدحداح
  • رشید بخارایی
  • رشید بیک
  • رشید تبریزی
  • رشید ختنی
  • رشید شرتونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات