کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رشو | کلماتور
معانی کلمه : رشو
تلفظ بین المللی :
/rˈaʃuː/
تلفظ :
[R'aSu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رَشُو
آ رشو
تورنو رشو
رشوت
رشوت خوار
رشوت خواری
رشوت خور
رشوت خوردن
رشوت دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رشو. [ رَش ْوْ ] ( ع مص ) پاره و رشوه دادن کسی را. ( ناظم الاطباء ). پاره دادن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رشوت دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر اللغه زوزنی ).
فرهنگ فارسی
پاره و رشوه دادن کسی را پاره دادن کسی را .
کلمات مرتبط
رَشُو
آ رشو
تورنو رشو
رشوت
رشوت خوار
رشوت خواری
رشوت خور
رشوت خوردن
رشوت دادن
نظرات