کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : رشته رشته شدن
تلفظ بین المللی :
/rˈeʃteː rˈeʃteː ʃˈodan/
تلفظ :
[R'eSte: R'eSte: S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رسته شدن
رفته رفته کوچک شدن
فرسوده و از بین رفته شدن
رشته رشته
رشته رشته سازی
رشته رشته بودن
رشته
رشته 1
رشته 2
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
thread
(فعل)
نخ کردن، نخ کشیدن به، موجی کردن، دارای خطوط برجسته کردن، حدیده و قلاویز کردن، رشته رشته شدن، مثل نخ باریک شدن، بند کشیدن
کلمات مرتبط
رسته شدن
رفته رفته کوچک شدن
فرسوده و از بین رفته شدن
رشته رشته
رشته رشته سازی
رشته رشته بودن
رشته
رشته 1
رشته 2
نظرات