معانی کلمه : رسوب
لغت نامه دهخدا
رسوب . [ رَ ] (ع اِ) سر نره . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) شمشیر درگذرنده . (ناظم الاطباء). شمشیر ماضی و درگذرنده در ضریبة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شمشیر که در زخمگاه دور فروشود. ج ، رُسُب . (مهذب الاسماء). || مرد حلیم . || داهیه (زیرک و هوشیار). (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. ذرات ریز داخل مایع یا گاز که ته نشین می شوند.
۲. در آب فرو رفتن چیزی، ته نشین شدن، در ته ظرف نشستن دُرد یا جرم چیزی.
۲. در آب فرو رفتن چیزی، ته نشین شدن، در ته ظرف نشستن دُرد یا جرم چیزی.
فرهنگ معین
(رُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) ته نشین شدن ، ته نشینی . ۲ - (اِ. )دُرد، ته نشست .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ته نشین شدن، درته ظرف نشستن دردیاجرم چیزی
۱ - ( مصدر ) ته نشین شدن در ته ظرف قرار گرفتن درد یا جرم شئ . ۲ - ( اسم ) ته نشینی . ۳ - ته نشست . ۴ - ( اسم ) هر چیزی که در ته آب و شراب یا مایعی دیگر فرو نشیند درد دردی . یا رسوب بول املاح و عناصر سلولی یا غیر سلولی که در ادرار مریضان ته نشین شود و مورد آزمایش قرار گیرد ته نشین شاش .
درد لرد ته نشست
۱ - ( مصدر ) ته نشین شدن در ته ظرف قرار گرفتن درد یا جرم شئ . ۲ - ( اسم ) ته نشینی . ۳ - ته نشست . ۴ - ( اسم ) هر چیزی که در ته آب و شراب یا مایعی دیگر فرو نشیند درد دردی . یا رسوب بول املاح و عناصر سلولی یا غیر سلولی که در ادرار مریضان ته نشین شود و مورد آزمایش قرار گیرد ته نشین شاش .
درد لرد ته نشست
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بقایا، تفاله، تهنشست، تهنشین، جرم، درد، لای، لرد
فرهنگ فارسی ساره
ته نشست، ته نشین، ته نشینی، لا
فرهنگستان زبان و ادب
{precipitate} [شیمی، مهندسی بسپار] ماده ای که از یک محلول یا محلول تعلیقی براثر تغییر شیمیایی یا فیزیکی جدا شود
{sediment} [زمین شناسی] مواد جامد معلق در مایع که ته نشین شود
{sediment} [زمین شناسی] مواد جامد معلق در مایع که ته نشین شود
