Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رسوا شده

تلفظ بین المللی : /rˈosvɑ ʃˈodeː/ تلفظ :‌ [R'osvA S'ode:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مقدار رسوخ شده
  • رسواشده
  • رسول شاهسونی
  • یوسف الرواشده
  • رسوا
  • رُسوا
  • رسوا شدن
  • رسوا نمودن
  • رسوا کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رسواشده. [ رُس ْ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فاش شده. بر سر زبانها افتاده. ظاهر و آشکار شده. از پرده بدشده :
ای غمت مادر رسواشده را سوخته دل
از دل مادر تو سوخته تر باد پدر.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

فاش شده بر سر زبانها افتاده ظاهر و آشکار شده .

کلمات مرتبط

  • مقدار رسوخ شده
  • رسواشده
  • رسول شاهسونی
  • یوسف الرواشده
  • رسوا
  • رُسوا
  • رسوا شدن
  • رسوا نمودن
  • رسوا کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات