رستی . [ رَ ] (حامص ) خلاص ونجات . (ناظم الاطباء). خلاص و نجات یافتن . (برهان ).
رستی . [ رُ تی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به رُستة که نسبت اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
۱. دلیری؛ گستاخی.
۲. استحکام؛ مقاومت؛ استواری.
۱. آنچه از خاک رس تهیه میشود.
۲. زمینی که خاک آن از نوع رس باشد.
رزق؛ روزی: ◻︎ چون تو کریمان که تماشا کنند / رستی تنها نه به تنها کنند (نظامی۱: ۱۲).
(رُ) 1 - (حامص .) چیرگی . 2 - دلیری . 3 - آسایش ، راحتی . 4 - (اِ.) روزی ، رِزق .
(رُ) (ص نسب .) منسوب به رست . 1 - آن چه از خاک و گل رست تعبیه کنند. 2 - زمین هایی که جنس آن ها از رست باشد. 3 - سنگ هایی که مادة اصلی آن ها رست باشد.
رسی
رزق، روزی
آسایش، فراغت
بهره، حظ، نصیب
استحکام، استواری
استیلا، چیرگی، غلبه
دلاوری، دلیری، شجاعت
۱. رسی
۲. آسایش، فراغت
۳. بهره، حظ، نصیب
۴. رزق، روزی
۵. استیلا، چیرگی، غلبه
۶. دلاوری، دلیری، شجاعت
۷. استحکام، استواری