Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رستق

تلفظ بین المللی : /rˈastaq1/ تلفظ :‌ [R'astaq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رستقباد
  • راتق
  • راتق و فاتق
  • راستقان
  • رتق
  • رتق و فتق
  • رتقا
  • رتقه
  • رست
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رستق. [ رَت َ ] ( معرب ، اِ ) رَزْدَق. معرب رَسته فارسی. ( یادداشت مؤلف ). رَسته. ج ، رَساتق. ( مهذب الاسماء ). محشی المعرب جوالیقی در ذیل کلمه رزدق به نقل از لسان العرب در حاشیه گوید: آن را که مردم رستق ( صف ) گویند لیث رَزْدَق میگفت و آن دخیل است. ( از حاشیه ص 157 المعرب جوالیقی ). رجوع به رسته و رزدق و المعرب شود.

فرهنگ فارسی

رزدق معرب رسته فارسی رسته

کلمات مرتبط

  • رستقباد
  • راتق
  • راتق و فاتق
  • راستقان
  • رتق
  • رتق و فتق
  • رتقا
  • رتقه
  • رست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات