Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رستا

تلفظ بین المللی : /rastˈɑ/ تلفظ :‌ [Rast'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • رستا 2
  • پل دی رستا
  • رستاخیز
  • رستاخیز کردن
  • رستاد
  • رستار
  • رستاق
  • رستاق اسکندر
  • رستاق الرستاق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

رستا. [ رُ ] ( اِ ) روستا. ( ناظم الاطباء ). مخفف روستا به معنی دیه. ( از شعوری ج 2 ص 21 ) :
هرکه در رستا بود در روز و شام
تا به ماهی عقل او نبود تمام.
مولوی ( از شعوری ).
و رجوع به روستا شود.

فرهنگ فارسی

روستا مخفف روستا بمعنی دیه

دانشنامه عمومی

رستگار شده، رها شده از بند شیطان

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: rostā) (در قدیم) روستا ، دِه .

اسم: رستا (دختر) (فارسی) (تلفظ: rostā) (فارسی: رُستا) (انگلیسی: rosta)
معنی: روستا، دِه، رستگار شده، رهایی یافته، از بند جدا شده

کلمات مرتبط

  • رستا 2
  • پل دی رستا
  • رستاخیز
  • رستاخیز کردن
  • رستاد
  • رستار
  • رستاق
  • رستاق اسکندر
  • رستاق الرستاق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات