معانی کلمه : رسان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = رساندن
۲. رساننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): روزی رسان، نامه رسان.
۲. رساننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): روزی رسان، نامه رسان.
فرهنگ معین
(رَ یا رِ ) (ص فا. ) در ترکیب به معنی «رساننده » آید: نامه رسان ، روزی رسان .
فرهنگ فارسی
( صفت ) در ترکیب به معنی رساننده آید : روزی رسان مژده رسان نامه رسان .
