Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رسان

تلفظ بین المللی : /rˈesɑn/ تلفظ :‌ [R'esAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دُژاطلاع رسان
  • راحت رسان
  • رسالت رسان
  • روزی رسان
  • شاخک برق رسان
  • شادی رسان
  • سوخت رسان 1
  • سوخت رسان 2
  • سوخت رسان ناوگان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رسان. [ رَ / رِ ] ( نف مرخم ) رساننده و آورنده و همیشه بطور ترکیب استعمال می شود ، مانند: سلام سلامت رسان ، یعنی سلامی که آرزومند تندرستی و عافیت است و... ( ناظم الاطباء ). صفت فاعلی است از رساندن. ( از شعوری ج 2 ص 12 ). رساننده ، چنانکه مژده رسان و مانند آن. ( آنندراج ). ابلاغ کننده.- رسالت رسان ؛ پیام رسان. که رسالت کند : گر زر فدای دوست کند اهل روزگارما سر فدای پای رسالت رسان دوست.سعدی.- روزی ر...

فرهنگ عمید

۱. = رساندن
۲. رساننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): روزی رسان، نامه رسان.

فرهنگ معین

(رَ یا رِ ) (ص فا. ) در ترکیب به معنی «رساننده » آید: نامه رسان ، روزی رسان .

فرهنگ فارسی

( صفت ) در ترکیب به معنی رساننده آید : روزی رسان مژده رسان نامه رسان .

کلمات مرتبط

  • دُژاطلاع رسان
  • راحت رسان
  • رسالت رسان
  • روزی رسان
  • شاخک برق رسان
  • شادی رسان
  • سوخت رسان 1
  • سوخت رسان 2
  • سوخت رسان ناوگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات