کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رسال
تلفظ بین المللی :
/rasˈɑl/
تلفظ :
[Ras'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صاحب دیوان رسال
رسالات
رسالت
رسالت رسان
رسالت ماب
رسالت پرست
رسالت پناه
رساله
رساله دار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رسال. [ رِ ] ( ع اِ ) قوائم شتر. ج ِ رِسْل. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). قوائم ستور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
قوائم شتر جمع رسل قوائم ستور
کلمات مرتبط
صاحب دیوان رسال
رسالات
رسالت
رسالت رسان
رسالت ماب
رسالت پرست
رسالت پناه
رساله
رساله دار
نظرات