معانی کلمه : رزه
لغت نامه دهخدا
رزة. [ رَزْ زَ ] (ع اِ) زرفین در. (منتهی الارب ). رزه و زرفین در. (ناظم الاطباء). حلقه که بر آستین در باشد. (فرهنگ جهانگیری ). حلقه ٔ آهنی که قفل را بدان بندند. (از اقرب الموارد). و رجوع به رزه شود.
فرهنگ عمید
۱. حلقۀ در.
۲. حلقۀ میخ طویله.
۲. حلقۀ میخ طویله.
فرهنگ معین
(رَ زِ ) (اِ. ) حلقه ای که برای قفل کردن در، قفل را از آن رد کنند.
فرهنگ فارسی
حلقه در، زرفین، حلقه میخ طویله، رزازجمع
( اسم ) حلقه مانندیست که مادگی چفت آن بر آن افتد و قفل را از آن حلقه یا زره رد کنند .
ده از دهستان طبس مسینا بخش در میان شهرستان بیرجند .
( اسم ) حلقه مانندیست که مادگی چفت آن بر آن افتد و قفل را از آن حلقه یا زره رد کنند .
ده از دهستان طبس مسینا بخش در میان شهرستان بیرجند .
دانشنامه عمومی
بند یا طنابی که لباس برای خشک کردن لباس و پارچه
گویش مازنی
تیرکمان دو شاخه ای
زنجیر درب های قدیمی
۱ریزه ۲برنج های شکسته شده که کوچکتر از نیم دانه است و به ...
/raze/ زنجیر درب های قدیمی & ریزه - برنج های شکسته شده که کوچکتر از نیم دانه است و به عنوان خوراک مرغ و جوجه مورد استفاده قرار گیرد & تیرکمان دو شاخه ای
مترادف و متضاد
staple (اسم)
تیر، قلاب، گیره کاغذ، عمود، جزء اصلی هر چیزی، مواد خام، رزه، قلم اصلی، چهارپایه تخت، بست آهنی، فقره اصلی
