رزق . [ رَ ] (ع اِ) روزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به رِزْق شود.
رزق . [ رِ ] (اِخ ) عبداﷲ. او راست : تفصیل و خیاطة الملابس للسیدات . و در آن رسوم مصر را آورده است . (از معجم المطبوعات ج 1).
رِزْق:(rezgh) در گویش گنابادی یعنی آذوقه ، غذا
معیشت، نان
توشه، درآمد، عایدی
۱. روزی
۲. معیشت، نان
۳. توشه، درآمد، عایدی
روز