Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رذی

تلفظ بین المللی : /rˈazi/ تلفظ :‌ [R'azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رذیل
  • رذیلت
  • رذیله
  • رذیه
  • رذیلت های اخلاقی
  • ذو رای
  • ذوات الرایات
  • رأی آور
  • رأی اعتراضی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رذی. [ رَ ذی ی ] ( ع ص ) بیمار گران از بیماری. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ضعیف و سست از هر چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). ضعیف از هر چیزی. ج ، رُذاة.مؤنث : رَذیّة. ( از اقرب الموارد ). || شتر لاغر از رفتن و فرومانده به راه. ج ، رُذاة. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بیمار گران از بیماری یا ضعیف و سست از هر چیزی ناکس و فرومایه .

کلمات مرتبط

  • رذیل
  • رذیلت
  • رذیله
  • رذیه
  • رذیلت های اخلاقی
  • ذو رای
  • ذوات الرایات
  • رأی آور
  • رأی اعتراضی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات