معانی کلمه : رد شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ۱ - گذشتن ، عبور کردن . ۲ - پذیرفته نشدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - عبور کردن گذشتن . ۲ - پذیرفته نشدن . ۳ - مردود شدن رفوزه شدن ( در امتحان ) .
گویش اصفهانی
تکیه ای: rad bebiyan
طاری: rad beboy(mun)
طامه ای: rad boboɂan
طرقی: rad beboymun
کشه ای: rad beboymun
نطنزی: rad baboyan
مترادف و متضاد
عبور، گذر
عبور کردن، گذشتن
رفوزهشدن، مردودشدن
واژه نامه بختیاریکا
پا گُدَرنیدِن
