Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رداسپ

تلفظ بین المللی : /radˈɑsp/ تلفظ :‌ [Rad'Asp]
لغت نامه دهخدا
  • راسپوتین
  • رد اسپ
  • رداس
  • رداپوش
  • راسپوتین گریگوری یفیمویچ
  • راسپی
  • راسپینا
  • موشک رداستون
  • برانگیز رداپوش
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

رداسپ . [ رُ ] (اِخ ) نام پسر فرهاد چهارم (اشک چهاردهم ) از سلسله ٔ اشکانی که با سه برادر خود بین سالهای 11 و 7 ق . م . به امر پدر به روم رفتند و در آنجا اقامت گزیدند تا هم برادر دیگرش که از طرف فرهاد به ولیعهدی برگزیده می شد بی رقیب بماند و هم قیصر روم ممنون گردد. رجوع به ایران باستان ج 3 ص 2383 و 2384 شود....

کلمات مرتبط

  • راسپوتین
  • رد اسپ
  • رداس
  • رداپوش
  • راسپوتین گریگوری یفیمویچ
  • راسپی
  • راسپینا
  • موشک رداستون
  • برانگیز رداپوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات