Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رداح

تلفظ بین المللی : /radˈɑh/ تلفظ :‌ [Rad'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رداحه
  • راح
  • راح روح
  • راحات
  • راحب
  • راحت
  • راحت اباد
  • راحت افزا
  • راحت انگیز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رداح. [ رَ ]( ع ص ، اِ ) زن گران سرین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). زن بزرگ سرین. ( مهذب الاسماء ) ( از اقرب الموارد ). || گوسپند بزرگ سرین. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گوسپند بزرگ دنبه. ( از اقرب الموارد ). || لشکر گران. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || درخت بزرگ سبزبرگ فراخ شاخ. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). در...

فرهنگ فارسی

زن گران سرین یا گوسپند بزرگ سرین یا لشکر گران یا شتران گران بار .

کلمات مرتبط

  • رداحه
  • راح
  • راح روح
  • راحات
  • راحب
  • راحت
  • راحت اباد
  • راحت افزا
  • راحت انگیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات