Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رخنه

تلفظ بین المللی : /rˈexneː/ تلفظ :‌ [R'exne:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • رخنه ابزار
  • رخنه افتادن
  • رخنه افکندن
  • رخنه اوردن
  • رخنه بستن
  • رخنه بند
  • رخنه جو
  • رخنه دار
  • رخنه دراوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

رخنه . [رَ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. سکنه ٔ آن 103 تن . آب آن از قنات و محصول آنجا غلات می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

رخنه . [ رَ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان طبس مسینای بخش در میان شهرستان بیرجند. سکنه ٔ آن 48 تن . آب آن از قنات و...

فرهنگ عمید

کاغذ.

۱. راه و شکاف میان دیوار؛ سوراخ.
۲. [مجاز] عیب و نقص؛ فساد.
⟨ رخنه افکندن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. در چیزی ایجاد رخنه و شکاف کردن.
۲. [مجاز] اختلاف و نفاق و جدایی میان دیگران انداختن.
⟨ رخنه کردن: (مصدر متعدی)
۱. شکافتن؛ سوراخ کردن.
۲. (مصدر لازم) نفوذ کردن.

کاغذ.۱. راه و شکاف میان دیوار، سوراخ.۲. [مجاز] عیب و نقص...

فرهنگ معین

(رُ نَ یا نِ) (اِ.) کاغذ.

(رِ نِ) (اِ.) سوراخ ، شکاف .

(رِ نِ ) (اِ. ) سوراخ ، شکاف .
(رُ نَ یا نِ ) (اِ. ) کاغذ.

فرهنگ فارسی

سوراخ، چاک، راه شکاف میان دیوار
( اسم ) کاغذ
ده از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد .

دانشنامه عمومی

رخنه روستایی در دهستان میغان بخش مرکزی شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۰۳ نفر (در ۳۱ خانوار) بوده است.wiki: سریال تلویزیونی ایرانی به تهیه کنندگی سیدمسعود اطیابی و کارگردانی حسین تبریزی و محصول سال ۱۳۹۲ است. اولین قسمت این سریال ۱۱ قسمتی برای اولین بار در ۱ دی ۱۳۹۲ از شبکه دو صدا و سیمای ایران پخش شد.علیرضا جلالی تبار در ...

گویش مازنی

ریشه

شکاف – سوراخ

/raKhne/ شکاف – سوراخ & ریشه

مترادف و متضاد

ریشه

سرایت، نفوذ

ثقبه، ثلمه، چاک، درز، روزن، سوراخ، شقاق، شکاف، منفذ

۱. سرایت، نفوذ
۲. ثقبه، ثلمه، چاک، درز، روزن، سوراخ، شقاق، شکاف، منفذ

crack (اسم)ترک، تق تق، رخنه، شکاف، کاف، ترق و تروق، انشقاقbreach (اسم)نقض عهد، نقض عهد کردن، رخنه، شکافgap (اسم)وقفه، شق، دهنه، رخنه، شکاف، درز، جای باز، اختلاف زیادhole (اسم)سفت، روزنه، سوراخ، خندق، غار، گودی، غول، منفذ، رخنه، فرج...

فرهنگ فارسی ساره

رهیافت


کلمات مرتبط

  • رخنه ابزار
  • رخنه افتادن
  • رخنه افکندن
  • رخنه اوردن
  • رخنه بستن
  • رخنه بند
  • رخنه جو
  • رخنه دار
  • رخنه دراوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات