Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رخصه

تلفظ بین المللی : /rˈaxseː/ تلفظ :‌ [R'axse:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رخصه خواستن
  • رخصه دادن
  • رخصه یافتن
  • رخاصه
  • رخته
  • رخخه
  • رخدهنه
  • رخص
  • رخصت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رخصة. [ رُ خ ُ ص َ ] (ع اِمص ،اِ) رُخْصة. (ناظم الاطباء). رجوع به رُخْصَة شود.

رخصة. [ رَ ص َ ] (ع ص ) مؤنث رَخْص . گویند: جاریة رخصة؛ دختر نازک اندام . و اصابع رخصة؛ انگشتان نرم و نازک . ج ، رَخائص (شذوذاً). (از منتهی الارب ) (از آنندراج ).

رخصة. [ رُ ص َ ] (ع مص ) یا رُخُصة. آسان فرمودن کاری را. || دستوری دادن خ...

فرهنگ فارسی

رخصه رخصت اجازه پروانه

کلمات مرتبط

  • رخصه خواستن
  • رخصه دادن
  • رخصه یافتن
  • رخاصه
  • رخته
  • رخخه
  • رخدهنه
  • رخص
  • رخصت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات