Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رثی

تلفظ بین المللی : /rˈasi/ تلفظ :‌ [R'asi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رثید
  • رثیئه
  • رثیات
  • رثیث
  • رثیم
  • رثیمه
  • رثیه
  • ذو رای
  • ذوات الرایات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رثی. [ رَث ْی ْ ] ( ع مص )گریستن بر مرده و برشمردن نیکوییهای او را. ( از اقرب الموارد ). گریستن مرده را و ستایش نمودن بر وی و در آن نظم آوردن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). مرده ستودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). مرثیت گفتن. ( مصادراللغة زوزنی ). رثاء. رثایت. مرثاة. مرثیت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به رثاء و مرثیت شود. || درباره مرده شعر گفتن. ( از اقرب الموارد ). || رحمت نمودن. ( تاج المص...

فرهنگ فارسی

گریستن بر مرده و بر شمردن نیکوییهای او را یا درباره مرده شعر گفتن یا رحمت کردن

کلمات مرتبط

  • رثید
  • رثیئه
  • رثیات
  • رثیث
  • رثیم
  • رثیمه
  • رثیه
  • ذو رای
  • ذوات الرایات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات