Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رتبه

تلفظ بین المللی : /rˈotbeː/ تلفظ :‌ [R'otbe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • رتبه بندی
  • رتبه بندی داده ها
  • رتبه بالاتر داشتن
  • رتبه بندی کردن
  • رتبه سوم
  • رتبه الحیات
  • رتبه بخشان
  • رتبه های مقدس
  • رتبه اعتماد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

رتبة. [ رُ ب َ ] (ع ص ، اِ) منزلت . (اقرب الموارد). رجوع به رتبه و رتبت و رُتَب شود.

رتبة. [ رَ ت َ ب َ ] (ع ص ، اِ) زمین بلند و برآمده و سنگها نزدیک بهم افتاده بعضی از بعضی .(منتهی الارب ) (آنندراج ). سنگهای نزدیک بهم افتاده بعضی از بعضی . (ناظم الاطباء). و رجوع به رَتَب شود.

رتبه. [ رُ ب َ / ب ِ ] ( از ع ، اِ )رت...

فرهنگ عمید

پایه، مقام، درجه، منزلت.

فرهنگ معین

(رُ بَ یا بِ ) [ ع . رتبة ] (اِ. ) ۱ - درجه ، منزلت ، مقام . ۲ - درجه ای از درجات اداری ، فرهنگی ، قضایی یا نظامی که حقوق ماهیانه خاص به حساب آن تعلق می گیرد. اشل ، پایه . ج . رتب .

فرهنگ فارسی

هریک از سطوح رسمی در سازگان‌های رده‌بندی موجودات زنده

رتبت، پایه، مقام، درجه، منزلت، رتب جمع
( اسم ) ۱ - درجه مرتبه پایگاه منزلت مقام . ۲ - درجهای از درجات اداری فرهنگی قضایی یا نظامی که حقوق ماهیانه خاصی بصاحب آن تعلق گیرد اشل پایه جمع رتب .
زمین بلند و بر آمده و سنگها نزدیک بهم افتاده بعضی از بعضی .

دانشنامه عمومی

رتبه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:رتبه (آلبوم)رتبه (جبر خطی)wiki: تصویرِ یک ماتریس یا یک تبدیل خطی را رتبهٔ آن ماتریس یا تبدیل خطی می گویند. رتبهٔ یک ماتریس با شمار سطرها یا ستون هایی از ماتریس که از یکدیگر استقلال خطی دارند متناظر است. در تبدیل های خطی رتبهٔ تبدیل با تعداد مقادیر تکینِ غیرصفر نگاشت متناظر است.حذف گاوسیعمل سطری مقدماتیتجزیه مقدارهای منفردرتبهٔ یک ماتریس را می توان...

مترادف و متضاد

پایگاه، پایه، جاه، درجه، مرتبه، مقام، منزلت

۱. اشل
۲. پایگاه، پایه، جاه، درجه، مرتبه، مقام، منزلت

order (اسم)سامان، ساز، امر، سیاق، دسته، ترتیب، نظم، ارایش، انجمن، حواله، خط، دستور، فرمان، نوع، مقام، صنف، زمره، رسم، ارجاع، فرمایش، ضابطه، ردیف، رتبه، امریه، انتظام، ایین، سفارش، طرز قرار گیری، راسته، نظام، ایین و مراسم، فرقهیاجماعت مذهبی، گروه خاصی، دسته اجتماعی، درمانdegree (اسم)د...

فرهنگ فارسی ساره

تراز، رده، دهناد، رسته

واژه نامه بختیاریکا

رجِه

فرهنگستان زبان و ادب

{rank} [زیست شناسی] هریک از سطوح رسمی در سازگان های رده بندی موجودات زنده

کلمات مرتبط

  • رتبه بندی
  • رتبه بندی داده ها
  • رتبه بالاتر داشتن
  • رتبه بندی کردن
  • رتبه سوم
  • رتبه الحیات
  • رتبه بخشان
  • رتبه های مقدس
  • رتبه اعتماد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات