Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ربوده

تلفظ بین المللی : /robˈuːdeː/ تلفظ :‌ [Rob'u:de:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ربوده عقل
  • ربوده شده
  • ربوده شده 2
  • ربوده شده 3
  • جان ربوده
  • باکتری ربوده شده
  • زندگی ربوده شده
  • فرزند ربوده شده
  • نسل ربوده شده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ربوده. [ رُ دَ / دِ ] ( ن مف ) گرفتار. مجذوب و شیفته : دیوانه شد دلم که ربودش به غمزه یارعقلی چنان بجای نباشد ربوده را.کاتبی.- ربوده عشق ؛ مغلوب عشق. گرفتار عشق : که نه تنها منم ربوده عشق هر گلی بلبلی غزلخوان داشت.سعدی. || گرفته و تاراج شده و دزدیده. ( ناظم الاطباء ). مختلَس. خُلْسة. مسلوب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : در ثیاب ربوده از درویش کی بدست آیدت بهشت و ثواب.ناصرخسرو....

فرهنگ عمید

چیزی یا کسی که دریده شده، دربرده.

فرهنگ معین

(رُ دِ یا دَ ) (ص مف . ) ۱ - دربرده . ۲ - تاراج شده . ۳ - مجذوب .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - چیزی را با تردستی برداشته و چابکی در برده . ۲ - دزدیده تاراج شده . ۳ - مجذوب .

کلمات مرتبط

  • ربوده عقل
  • ربوده شده
  • ربوده شده 2
  • ربوده شده 3
  • جان ربوده
  • باکتری ربوده شده
  • زندگی ربوده شده
  • فرزند ربوده شده
  • نسل ربوده شده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات