ربقة.[ رِ ق َ ] (ع مص ) گشادن و دور کردن از کسی رنج و شدت . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ): حل ربقته ؛ غم وی را بگشود و ببرد. (از اقرب الموارد).
ربقة. [ رِ ق َ ] (ع اِ) رَبْقة هر گوشه و عروه ای از ربق . ج ، رِباق ، رِبَق . جج ، اَرباق . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یک گوشه از ربق . ج ، رباق ، ربق ، ارباق . (از منتهی الارب ) (آنندراج )....
فرهنگ عمید
۱. حلقۀ طناب، گره ریسمان. ۲. رشتۀ گره دار. ۳. حلقۀ رسن که بر گردن ستور می بندند.
فرهنگ معین
(رِ قِ ) [ ع . ربقة ] (اِ. ) حلقه ، حلقة طناب .
فرهنگ فارسی
حلقه طناب، گره ریسمان، رشته گره دار، رباق ( اسم ) ۱ - حلقه ( از طناب و مانند آن ) . ۲ - بند رشته رشته گره دار . ۳ - بند گردن . یا ربقه اطاعت بند فرمانبرداری . ماخوذ از تازی فرمان و حکم