معانی کلمه : ربات
لغت نامه دهخدا
ربات . [ رَ ] (ع اِ) پشته و بلندی . (آنندراج ) (اقرب الموارد). ربا. رباة. ربی . پشته . تپه . کوه . کوه کوچک . (ناظم الاطباء).
ربات .[ رِ ] (ع اِ) کاروانسرا و منزلگاه و رباط. (ناظم الاطباء) (از شعوری ج 2 ورق 17). و رجوع به رباط شود.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:روبات
wikijoo: ربات
فرهنگ فارسی
جمع ربه . یا جمع رابیه
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
رباط کاروان سرا
از توابع دهستان پنج هزاره ی شهرستان بهشهر
/rebaat/ از توابع دهستان پنج هزاره ی شهرستان بهشهر & رباط کاروان سرا
