معانی کلمه : ربا
لغت نامه دهخدا
ربا. [ رُ ] (اِخ ) جایگاهی است در بین «ابوا» و «سقیا» ازراه «جاده » میان مکه و مدینه . (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. = ربودن
۲. رباینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آهنربا، جانربا، دلربا، کهربا.
فایده و سودی که طلبکار بابت طلب خود میگیرد؛ نوعی بیع و معامله که اسلام آن را تحریم کرده به جهتِ سود و بهره که داین از نقد و جنس بهطریق استثمار فاحش از مدیون دریافت میکند.
فرهنگ معین
(رِ ) [ ع . ] (اِ. ) پولی که بستانکار از بدهکار بابت منافعِ پول خود می گیرد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
سودی که وام دهنده بابت طلب خودبگیرد
( اسم ) ۱ - سود یا ربحی که داین از مدیون میستاند . توضیح : منسوب بدان ربوی است . ۲ - فضل منت .
به لغت زند و پازند بزرگ و عظیم است . یا رخشنده و رخشان .
( اسم ) ۱ - سود یا ربحی که داین از مدیون میستاند . توضیح : منسوب بدان ربوی است . ۲ - فضل منت .
به لغت زند و پازند بزرگ و عظیم است . یا رخشنده و رخشان .
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش مازنی
/rebaa/ روباه
مترادف و متضاد
تنزیل، ربح، سود، فایده، مرابحه، نزول
lucre (اسم)
سود، پول، مال، غرض، ربا
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
روباه
بالا بید
