رای زن . [ زَ ] (نف مرکب ) رای زننده . که رای زند. که اظهار عقیده کند. که طرف شور واقع شود. که با وی شور کنند. که نظر دهدیا از او نظر خواهند. کسی که در کارها با او مشاورت کنند. (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). کسی را گویند که با وی در کارها مشورت کنند. (برهان ). مشیر.مشاور. (یادداشت مرحوم دهخدا). مستشار : شدند اندر آن موبدان انجمن ز هر در پژوهنده و رای زن . فردوسی .چو شاه یتیمان و سرو یمن به...