Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رای زن

تلفظ بین المللی : /rɑj zˈan/ تلفظ :‌ [RAj z'an]
لغت نامه دهخدا
  • رای زن شدن
  • زن طرفدار حق رای و انتخاب زنان
  • انجمن حق رای زن امریکایی
  • حق رای زنان
  • رای زنی
  • انجمن حق رای زنان نیو انگلند
  • انجمن ملی حق رای زنان امریکایی
  • تاریخچه حق رای زنان
  • حق رای زنان در ایالات متحده امریکا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

رای زن . [ زَ ] (نف مرکب ) رای زننده . که رای زند. که اظهار عقیده کند. که طرف شور واقع شود. که با وی شور کنند. که نظر دهدیا از او نظر خواهند. کسی که در کارها با او مشاورت کنند. (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). کسی را گویند که با وی در کارها مشورت کنند. (برهان ). مشیر.مشاور. (یادداشت مرحوم دهخدا). مستشار : شدند اندر آن موبدان انجمن ز هر در پژوهنده و رای زن . فردوسی .چو شاه یتیمان و سرو یمن به...

کلمات مرتبط

  • رای زن شدن
  • زن طرفدار حق رای و انتخاب زنان
  • انجمن حق رای زن امریکایی
  • حق رای زنان
  • رای زنی
  • انجمن حق رای زنان نیو انگلند
  • انجمن ملی حق رای زنان امریکایی
  • تاریخچه حق رای زنان
  • حق رای زنان در ایالات متحده امریکا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات