Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رای زدن

تلفظ بین المللی : /rɑj zˈadan/ تلفظ :‌ [RAj z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راه زدن
  • رایت زدن
  • با انگشت پا زدن یا راه رفتن
  • اتومبیل را بنزین زدن
  • از روی تعجب فریاد زدن
  • پارچه را با هم کوک زدن
  • تشکیلات چیزی را بر هم زدن
  • چمن را زدن
  • توپ را زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رای زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با کسی در تدبیر امری مشورت کردن. ( ناظم الاطباء ). مشورت. شور کردن. سگالش کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مشاوره. ( دهار ). ( این مصدر مرکب گاه با «ب » و گاه بدون «ب » آید ). مذاکره کردن در کاری. گفتگو کردن درباره کاری : زدند اندر آن کار هر گونه رای همی چاره از رفتن آمد بجای.فردوسی.تو یک چند میباش نزدم بپای که تا من بکاری زنم نیک رای.فردوسی.همی رای زد تا یکی چرب گوی ک...

فرهنگ فارسی

با کسی در تدبیر امری مشورت کردن شور کردن .

کلمات مرتبط

  • راه زدن
  • رایت زدن
  • با انگشت پا زدن یا راه رفتن
  • اتومبیل را بنزین زدن
  • از روی تعجب فریاد زدن
  • پارچه را با هم کوک زدن
  • تشکیلات چیزی را بر هم زدن
  • چمن را زدن
  • توپ را زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات