Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رای افکندن

تلفظ بین المللی : /rɑj afkˈandan/ تلفظ :‌ [RAj afk'andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راه افکندن
  • روی پرده افکندن
  • بر روی روز افکندن
  • رای
  • رأی
  • رأی
  • رأی آور
  • رأی اعتراضی
  • رأی اعتماد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رای افکندن. [ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تصمیم گرفتن. اراده کردن. آهنگ کردن. مصمم شدن :
شه به تأدیب شان چو رای افکند
سر هر دو بزیر پای افکند.
نظامی.

فرهنگ فارسی

تصمیم گرفتن . اراده کردن . آهنگ کردن . مصمم شدن .

کلمات مرتبط

  • راه افکندن
  • روی پرده افکندن
  • بر روی روز افکندن
  • رای
  • رأی
  • رأی
  • رأی آور
  • رأی اعتراضی
  • رأی اعتماد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات