معانی کلمه : راه کوفتن
لغت نامه دهخدا
راه کوفتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) راه کوبیدن. راه رفتن. راه سپردن. طی کردن راه. ( آنندراج ). || هموارو مستوی کردن راه. تسطیح کردن راه. صاف کردن راه.
فرهنگ فارسی
راه کوبیدن . راه رفتن . راه سپردن . یا هموار و مستوی کردن راه .
