Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راه جستن

تلفظ بین المللی : /rˈɑh dʒˈastan/ تلفظ :‌ [R'Ah dZ'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رای جستن
  • رها جستن
  • سر ره جسته
  • راه
  • راه آهن باری سنگین
  • راه آهن دندانه ای
  • راه اب
  • راه ابریشم
  • راه ابی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راه جستن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جویای طریق شدن. در صددپیدا کردن راه برآمدن. جستجو کردن راه : بدست چپ و پای کردی شناه بدیگر ز دشمن همی جست راه.فردوسی.سپه کرد و نزدیک او راه جست همی تخت و دیهیم کی شاه جست.فردوسی.بخندید رستم ز گفتار اوی بدو گفت اگر با منی راه جوی.فردوسی.چودانست خاقان که پیوند شاه ندارد به پیوند او جست راه.فردوسی.شعر حجت را بخوان و سوی دانش راه جوی گرهمی خواهی که جان و دل بدین مرهون...

فرهنگ فارسی

جویای طریق شدن . در صدد پیدا کردن راه بر آمدن .

کلمات مرتبط

  • رای جستن
  • رها جستن
  • سر ره جسته
  • راه
  • راه آهن باری سنگین
  • راه آهن دندانه ای
  • راه اب
  • راه ابریشم
  • راه ابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات