Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راهدار

تلفظ بین المللی : /rˈɑhdɑr/ تلفظ :‌ [R'AhdAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • راهدار واش
  • راهدار ویین
  • راهدار خانه هواران
  • راهدار سفلی
  • راهدار علیا
  • چنار راهدار
  • بنه راهدار
  • دهستان راهدار
  • کاروانسرای چنار راهدار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

راهدار. (اِخ ) دهیست از دهستان ایتیوند بخش مرکزی شهرستان شوشتر، واقع در 4هزارگزی جنوب خاوری شوشتر و 12هزارگزی باختری راه مسجد سلیمان به هفت گل . دهیست کوهستانی و گرم و سکنه ٔ آن 500 تن میباشد. آب ده از لوله ٔ شرکت نفت تأمین میشود. پیشه ٔ مردم کشاورزی و کارگری شرکت نفت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)....

فرهنگ عمید

۱. پاسبان و نگهبان راه، محافظ راه.
۲. کسی که باج راه می گیرد.

فرهنگ معین

(ص . )۱ - نگهبان راه . ۲ - راهزن . ۳ - راه - راه ، مخطط .

فرهنگ فارسی

فردی که برای انجام عملیات واپایش در محل تقاطع هم‌سطح مستقر می‌شود

مأمور راه‌آهن در تقاطع هم‌سطح جاده و راه‌آهن که عابران پیاده و وسایل‌ جاده‌ای را از نزدیک ‌شدن قطار آگاه می‌کند

رهدار، راه دارنده، پاسبان ونگهبان راه، محافظ
( صفت ) ۱ - نگهبان راه محافظ جاده . ۲ - دزد راهزن . ۳ - راه راه مخطط .
دهی است از دهستان حومه ای بخش برازجان شهرستان بوشهر .

دانشنامه عمومی

راهدار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:دهستان راهدارراهدار (شوشتر)راهدار سفلیراهدار علیاراهدار (رودان)چنار راهدارراهدار (زابل)راهدار (دشتستان)راهدار (دیر)wiki: بخش مرکزی در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران.این روستا در دهستان دالکی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۴۵۴نفر (۳۰۵خانوار) بوده است.این روستا در ۷ کیلومتری برازجان قرار دارد. در رای گیری سال ۱۳۹۲ریاست جمهوری ت...

گویش مازنی

/raah daar/ چشم به راه – منتظر - نگاه بان – راه بان

مترادف و متضاد

دزد، راهزن

راهبان، رهبان، رهدار

۱. راهبان، رهبان، رهدار
۲. دزد، راهزن

tollman (اسم)
مامور نواقل، راهدار

فرهنگ فارسی ساره

دزد، راهزن

فرهنگستان زبان و ادب

{crossing watchman, crossing tender} [حمل ونقل ریلی] مأمور راه آهن در تقاطع هم سطح جاده و راه آهن که عابران پیاده و وسایل جاده ای را از نزدیک شدن قطار آگاه می کند

کلمات مرتبط

  • راهدار واش
  • راهدار ویین
  • راهدار خانه هواران
  • راهدار سفلی
  • راهدار علیا
  • چنار راهدار
  • بنه راهدار
  • دهستان راهدار
  • کاروانسرای چنار راهدار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات