رانی . (ص نسبی ) منسوب است به ران که نسبت اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
رانی . (هندی ، اِ) ملکه و زن راجه . (ناظم الاطباء). زن حاکم هندوان را خوانند. (رشیدی ).
رانی . (ع ص ) ران . نعت فاعلی از ریشه ٔ «رنو» و اعلال شده ٔ آن «ران » می باشد. شخص پیوسته نگرنده بسوی چیزی . (ناظم الاطباء). و رجوع به ران [ نِن ْ ] شود....
فرهنگ فارسی
در ترکیب عمل راندن را رساند : ارابه رانی سخنرانی قایق رانی . ابو سعید و لید فرزند کثیر رانی او از ربیعه بن ابی عبد الرحمان الرای و ضحاک بن عثمان و دیگران روایت دارد و ابو سعید اشج و سلیمان بن ابی شیخ و دیگران ازو روایت کرده اند .
دانشنامه عمومی
رانی (به انگلیس : Rani) عنوانی است هندی برای زنان که مونث واژه راجا می باشد. در حقیقت می توان رانی را به صورت ملکه یا شاهدخت ترجمه نمود. ریشه این واژه به ریگ ودا باز می گردد.