Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راندن

تلفظ بین المللی : /rˈɑndan/ تلفظ :‌ [R'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • راندن ارام
  • راندن بورخ
  • دیوان راندن
  • رخش راندن
  • رزم راندن
  • رصد راندن
  • رگ راندن
  • زخمه راندن
  • سخن راندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

راندن. [ دَ ] ( مص ) دور کردن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی متعلق به کتابخانه مؤلف ). طرد کردن. دور داشتن از نزد خود. رد کردن. بدر کردن. بیرون کردن و خارج کردن. ( ناظم الاطباء ). اخراج کردن. دور کردن کسی را از جایی. ( آنندراج ). ابعاد. ( یادداشت مؤلف ). انشظاظ. تشرید. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). تقمع. خوت. دخور.دسع. دسیعة. دزر. دظ. ذب. ذحم. زنخ. شظ. شجن. ( ت...

فرهنگ عمید

۱. راه بردن و به رفتن واداشتن چهارپایان، سپاه، لشکر، و مانند آن ها.۲. به حرکت درآوردن وسیلۀ نقلیه.۳. بیرون کردن، طرد کردن، از پیش خود دور کردن.۴. [قدیمی، مجاز] اجرا کردن.۵. [قدیمی، مجاز] جاری ساختن، روان کردن.۶. [قدیمی، مجاز] گفتن، بیان کردن.۷. [قدیمی، مجاز] انجام دادن، کردن.۸. [قدیمی، مجاز] به همراه بردن.۹. [قدیمی، مجاز] گذراندن، سپری کردن.۱۰. [قدیمی، مجاز] قرار دادن تیر در کمان....

فرهنگ معین

(دَ ) [ په . ] (مص م . ) ۱ - بیرون کردن . ۲ - راه انداختن چهارپا. ۳ - طرد کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( راند راند خواهد راند بران راننده رانده رانش ) ۱ - برفتن وا داشتن روان ساختن . ۲ - بحرکت انداختن چارپا ( اسب استر و غیره ) اتومبیل هواپیما و غیره . ۳ - بیرون کردن دور کردن طرد کردن . ۴ - نفی بلد کردن تبعید کردن . ۵ - اسهال آوردن بکار آوردن شکم . ۶ - شرح دادن نوشتن ( مطلبی تاریخی )

دانشنامه عمومی

راندن (ابهام زدایی). راندن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:راندن (فیلم ۱۹۹۷)راندن (فیلم ۲۰۰۱)wiki: رنی هارلین است. در این فیلم بازیگرانی همچون سیلوستر استالونه ، برت رینولدز ، کیپ پاردیو ، تیل شوایگر، جینا گرشان، استلا وارن ، کریستیان د لا فوئنته ، استیسی ادواردز ، رابرت شان لئونارد ، ژاک ویلنوو ، آدریان فرناندز ، خوان پابلو مونتویا ایفای نقش کرده اند.wiki: راندن (فیلم ۲۰۰۱)...

گویش اصفهانی

تکیه ای: beruni
طاری: runây(mun)
طامه ای: rundan
طرقی: rânâymun/ râmâymun
کشه ای: râmâymun
نطنزی: rundan

مترادف و متضاد

رانندگی کردن

تاراندن، طرد کردن

تبعید کردن، نفی‌بلد کردن

بیرون کردن، دور کردن، رانش

۱. رانندگی کردن
۲. بیرون کردن، دور کردن، رانش
۳. تاراندن، طرد کردن
۴. تبعید کردن، نفیبلد کردن

propulsion (اسم)راندن، دفع، نیروی محرکهpulsion (اسم)راندنsend away (فعل)راندنunkennel (فعل)راندن، از سوراخ یا لانه بیرون کردنhurry (فعل)شتاب کردن، بستوه اوردن، راندن، چاپیدن، ...

واژه نامه بختیاریکا

پِچِک کندِن؛ پِر کندن

کلمات مرتبط

  • راندن ارام
  • راندن بورخ
  • دیوان راندن
  • رخش راندن
  • رزم راندن
  • رصد راندن
  • رگ راندن
  • زخمه راندن
  • سخن راندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات