معانی کلمه : رامن
لغت نامه دهخدا
رامن . [ م َ ] (اِخ ) قریه ای است در دوفرسنگی بخارا. (از معجم البلدان ) (از انساب سمعانی ) (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
فرهنگ فارسی
قری. است در دو فرسنگی بخارا .

رامن . [ م َ ] (اِخ ) قریه ای است در دوفرسنگی بخارا. (از معجم البلدان ) (از انساب سمعانی ) (از اللباب فی تهذیب الانساب ).