Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رامش

تلفظ بین المللی : /rˈɑmeʃ/ تلفظ :‌ [R'AmeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • رامش افزا
  • رامش افزای
  • رامش انگیز
  • رامش بر
  • رامش بردن
  • رامش جان
  • رامش جوی
  • رامش داد
  • رامش سرای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

رامش . [ م ِ ] (اِخ ) قریه ای است از اعمال بخارا. (از معجم البلدان ج 4) : و در مقابله ٔ وی [ افراسیاب ] دیهی بنا کرد [ کیخسرو ] و آن دیه را رامش [ رامتین ] نام کرد و رامش برای خوشی او نام کردند و هنوز این دیه آبادان است و در دیه رامش آتشخانه نهاد و مغان گویند که آن آتشخانه قدیمتر از آتشخانه های بخاراست . (تاریخ بخارا نرشخی ص 19). و رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 102 شود....

فرهنگ عمید

۱. آرامش؛ آسودگی؛ فراغ و سکون.
۲. (اسم) سرود و آواز؛ شادی و عیش و طرب: ◻︎ زمین بوسید شیرین کای خداوند / ز رامش سوی دانش کوش یک چند (نظامی۲: ۳۱۰).
⟨ رامش جان: (موسیقی) [قدیمی] از الحان سی‌گانۀ باربد: ◻︎ چو کردی «رامش جان» را روانه / ز رامش، جان فدا کردی زمانه (نظامی۱۴: ۱۸۰).

۱. آرامش، آسودگی، فراغ و سکون.۲. (اسم ) سرود و آواز، شادی و عیش و طرب: زمین بوسید شیرین کای خداوند / ز ر...

فرهنگ معین

(مِ ) [ په . ] ۱ - (اِمص . ) آرامش ، آسودگی . ۲ - (اِ. ) طرب ، شادی .

فرهنگ فارسی

آرامش، آسودگی، فراغ وسکون، سرود، آواز، شادی
۱ - ( اسم ) آرامش آسودگی فراغت . ۲ - ( اسم ) ساز نوا . ۳ - عیش طرب شادی . ۴ - سرود .
قری. است از اعمال بخارا .

دانشنامه عمومی

آذر محبی تهرانی با نام هنری رامش (زاده ۲۲ آبان ۱۳۲۵، تهران)، خواننده ایرانی است.۱ - خیالاتی (۱۳۵۲)رامش با نام اصلی آذر محبی تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۵ در شهر تهران و در خانواده ای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.رامش ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: rāmeš) (در قدیم) شادی و طرب ؛ عیش و خوشی ؛ سرود ، نغمه ، امن ، آسودگی .

اسم: رامش (دختر) (فارسی) (تلفظ: rāmeš) (فارسی: رامش) (انگلیسی: ramesh)
معنی: شادی و طرب، عیش و خوشی، سرود و نغمه، امن و آسودگی، ( در قدیم )، سرود، نغمه، امن، آسودگی، شادی، خوشی، لذت، حظ، آسایش

مترادف و متضاد

آرامش، آسودگی، فراغت

خنیا، طرب، موسیقی، نوا

۱. خنیا، طرب، موسیقی، نوا
۲. آرامش، آسودگی، فراغت


کلمات مرتبط

  • رامش افزا
  • رامش افزای
  • رامش انگیز
  • رامش بر
  • رامش بردن
  • رامش جان
  • رامش جوی
  • رامش داد
  • رامش سرای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات