معانی کلمه : رافعی
لغت نامه دهخدا
رافعی . [ ف ِ ] (اِخ ) ایوب بن حسن رافعی . عموی ابراهیم بن علی بن حسن رافعی بود. برادرزاده اش از او روایت دارد. (از انساب سمعانی ).
رافعی . [ ف ِ ] (اِخ ) حسین بن محمدبن جعفر. رجوع به حسین خالع در این لغت نامه و ریحانة الادب ج 2 شود.
