Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رافع

تلفظ بین المللی : /rˈɑfeʔ/ تلفظ :‌ [R'Afe?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • رافع بن هرثمه
  • رافع کشمیری
  • رافع یزدی
  • رافع ممانعت
  • رافع بن خدیج انصاری اوسی
  • رافع الرویلی
  • رافع بن لیث
  • رافع بن هرثمه الیساری
  • رافع ازاد شده مسلم الازدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن معبد؛ از اصحاب حضرت رسول بود. (از تاج العروس ).

رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن عنتره ؛ از صحابه ٔ حضرت رسول بوده است . (از تاج العروس ).

رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن حسین . مکنی به ابومغیرة از تابعان بود. رجوع به ابومغیرة رافع شود.

رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابومحم...

فرهنگ عمید

۱. بردارنده، بلندکننده، بالابرنده.
۲. تقدیم کنندۀ شکایت یا عریضه برای دادخواهی، شاکی.
۳. جاسوس.
۴. از نام های خداوند.

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - بالابرنده ، بلند کننده . ۲ - بردارندة قصه به شاه یا امیر، عرض حال دهنده .

فرهنگ فارسی

بردارنده، بلندکننده، بالابرنده، تقدیم کننده
( اسم ) ۱ - بر دارنده بلند کننده بالا برنده . ۲ - بردارنده قصه بشاه یا امیر یا والی عرض حال دهنده . ۳ - رساننده حدیث به حضرت رسول ( ص ) . ۴ - رفع دهنده کلمه .
هندی سید محمد کاظم فرزند ابو القاسم و برادر سید احمد حسین وی از شعرای هندوستان و در خدمت شاه فرخ سیر بود

فرهنگ اسم ها

اسم: رافع (پسر، دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: rāfe‛) (فارسی: رافع) (انگلیسی: rafe) معنی: فرازنده، دادخواه، رساننده حدیث از حضرت رسول ( ص )، ( در قدیم ) رفع کننده، از میان برنده و نابود کننده، برپا دارنده، بلند کننده، آورنده، رساننده، از نام ها و صفات خداوند، ( اعلام ) رافع بن هرثمه [قرن سوم قمری]، سردار عرب در خراسان، ابتدا در دربار طاهریان بود، پس از قدرت یافتن یعقوب لیث و گرفتن نیشابور به...

مترادف و متضاد

resolver (اسم)
رافع، برطرف کننده

soarer (اسم)
رافع

ablative (صفت)
کاهنده، رافع، ازا، صیغه الت، مربوط به مفعول به یا مفعول عنه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] رافع (ابهام زدایی). رافع ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • رافع بن عبدالله، از یاران امام حسین (علیه السلام) و یکی از شهدای کربلا• رافع بن هرثمه، یا ابن نومَرْد، یکی از سرداران آل طاهر و حاکم خراسان من جانب محمد بن طاهر...wikifeqh: رافع_(ابهام_زدایی)...

کلمات مرتبط

  • رافع بن هرثمه
  • رافع کشمیری
  • رافع یزدی
  • رافع ممانعت
  • رافع بن خدیج انصاری اوسی
  • رافع الرویلی
  • رافع بن لیث
  • رافع بن هرثمه الیساری
  • رافع ازاد شده مسلم الازدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات