Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راصد

تلفظ بین المللی : /rˈɑsed/ تلفظ :‌ [R'Ased]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • راصد 32
  • تقی الدین راصد
  • تقی الدین راصد محمد بن معروف
  • راصدین
  • راصدون
  • دیده ور راداری
  • رابد
  • راد
  • راد الروز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راصد. [ ص ِ ] (اِخ ) تقی الدین محمد معروف به راصد، از مشاهیر علم هیأت و ریاضی بود و مؤلفاتی داشت که از آنجمله کتاب «غنیة الطلاب فی علم الحساب » است . وی بسال 993 هَ . ق . درگذشت . (از قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به تقی الدین محمد در ج 1 ریحانة الادب شود.

راصد. [ ص ِ ] (ع ص...

فرهنگ عمید

۱. چشم دارنده، مراقب، نگهبان.
۲. (نجوم ) منجم.

فرهنگ معین

(ص ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - مراقب ، چشم دارنده . ۲ - چشم به راه . ۳ - منجم ، اخترشمار. ج . راصدین .

فرهنگ فارسی

چشم دارنده، مراقب، نگهبان، منجم ستارگان
( اسم ) ۱ - مراقب چشم دارنده . ۲ - چشم براه . ۳ - منجم اختر شمار جمع راصدین .
تقی الدین محمد معروف به راصد از مشاهیر علم هیات و ریاضی بود و مولفاتی داشت که از آن جمله کتاب ( غنیه الطلاب فی علم حساب ) است .

کلمات مرتبط

  • راصد 32
  • تقی الدین راصد
  • تقی الدین راصد محمد بن معروف
  • راصدین
  • راصدون
  • دیده ور راداری
  • رابد
  • راد
  • راد الروز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات