Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راشت

تلفظ بین المللی : /rˈɑʃat/ تلفظ :‌ [R'ASat]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راشت قلعه
  • ناحیه راشت قلعه
  • راشتر
  • پیمان راشتات
  • راشتات
  • راشته
  • راشتی
  • راشتینان
  • راشتینانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راشت . [ ش َ ] (اِ) نوعی از پارچه است که راست نیز گویند. (از دزی ج 1 ص 496).

راشت . (اِخ ) بلده ای باقصای خراسان و آن آخر حدود خراسان باشد. (از معجم البلدان ). قصبه ای است در اقصای خراسان و در 80 فرسنگی ترمذ، که بسبب وقوع این قصبه در بین دوکوه ، حمله ٔ اقوام مغول بکشورهای ا...

فرهنگ فارسی

بلنده ای با قصای خراسان و آن آخر حدود خراسان باشد

کلمات مرتبط

  • راشت قلعه
  • ناحیه راشت قلعه
  • راشتر
  • پیمان راشتات
  • راشتات
  • راشته
  • راشتی
  • راشتینان
  • راشتینانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات