کسی که پیشهاش ساختن خانه و سایر کارهای ساختمانی است؛ معمار؛ بنّا؛ گِلکار؛ والادگر: ◻︎ به یکی تیر همی فاش کند سرّ حصار / ور بر او کرده بُوَد قیر بهجای گِل، راز (عسجدی: ۳۸).
(اِ.) = رز: رنگ ، لون .
[ په . ] (اِ.) مطلب پوشیده ، امر پنهان .
[ معر. ] (اِ.) 1 - یکی از آلات بنایان ج . رازه . 2 - گلکار، طیان .
(تلفظ: rāz) سِر ، موضوعی یا مطلبی که از دیگران پوشیده و پنهان است ؛ (در قدیم) پوشیده ، پنهان ؛ (در قدیم) رنگ.
گلکار
رنگ، فام، لون
پوشیده، رمز، سر، غیب، مصاص، نهفته ≠ علانیه
۱. پوشیده، رمز، سر، غیب، مصاص، نهفته
۲. رنگ، فام، لون
۳. گلکار ≠ علانیه
گلکار