معانی کلمه : رادف
لغت نامه دهخدا
رادف. [ دِ ] ( ع ص ) پیروی کننده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رادفة شود.
فرهنگ فارسی
پیروی کننده .
فرهنگ اسم ها
اسم: رادف (پسر) (عربی) (تلفظ: rādef) (فارسی: رادِف) (انگلیسی: radef)
معنی: پیروی کننده، پیرو
معنی: پیروی کننده، پیرو
