Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راجس

تلفظ بین المللی : /rˈɑdʒes/ تلفظ :‌ [R'AdZes]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راجستان
  • زبان راجستانی
  • سرور راجستان
  • مکتب راجستانی
  • ناصراباد راجستان
  • ذات الرأس
  • ذومائه راس
  • رأس
  • رأس الغول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راجس . [ ج ِ ] (ع ص ) کسی که مرجاس را در چاه اندازد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). (مِرجاس سنگی که بر دلو بندند و بدان لای چاه را بشورانند و آن آب برکشند تا بدان طریق لای برآید و چاه پاک شود.) (منتهی الارب ). || ابر غرنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ). سحاب راجس : ابر غرنده . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

راجس .[ ج ِ ] (اِخ ) نام یکی ازشهرهای ما...

فرهنگ فارسی

نام یکی از شهر های ماد شرقی که تا اکباتان ده روز راه بوده است .

کلمات مرتبط

  • راجستان
  • زبان راجستانی
  • سرور راجستان
  • مکتب راجستانی
  • ناصراباد راجستان
  • ذات الرأس
  • ذومائه راس
  • رأس
  • رأس الغول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات