راتب. [ ت ِ ] ( ع ص ، اِ ) ثابت و برجای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || روزمره : عیش راتب ؛ دائم ثابت و الراتب عند المحدثین : ما یقدم مکافاة لمن هو فی منصب او خدمة؛ یعنی راتب در نزد محدثین آن چیزی است که بکسی که دارای منصبی است یا خدمتی انجام میدهد تقدیم شود. ج ، رواتب. ( از المنجد ) : رهاورد موری فرستد به پیل دهد پشه را راتب جبرئیل.نظامی.گر نروی در جگرت خون نهندراتبت از صومعه بیرون نهند.نظامی.آر...