معانی کلمه : رابع
لغت نامه دهخدا
رابع. [ ب ِ ] (اِخ ) یکی از سلاطین پنجگانه ٔ مدیان است که بنی اسرائیل را بقتل رسانیدند. (قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ عمید
چهارم، چهارمی.
فرهنگ معین
(بِ ) [ ع . ] (ص . ) چهارم ، چهارمی .
فرهنگ فارسی
چهارم، چهارمی
( صفت ) ۱ - چهارم : [[ در درجه رابع قرار دارد ]] . ۲ - چهارم بار بچهارم رابعا .
یکی از سلاطین پنجگانه مدیان است که بنی اسرائیل را بقتل رسانیدند .
( صفت ) ۱ - چهارم : [[ در درجه رابع قرار دارد ]] . ۲ - چهارم بار بچهارم رابعا .
یکی از سلاطین پنجگانه مدیان است که بنی اسرائیل را بقتل رسانیدند .
