Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ذوحفاظ

تلفظ بین المللی : /zuːhfˈɑz/ تلفظ :‌ [zu:hf'Az]
لغت نامه دهخدا
  • ذو حفاظ
  • ذوحفیظه
  • ذوحیات
  • ذوحیاتین
  • ذوفار
  • متخصص درمان وحفاظت پاها
  • ذوالاظلاف
  • ذوتفاریج
  • ذوحاج
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ذوحفاظ. [ ح ِ ] (ع ص مرکب ) پرهیزنده از ناروا.


کلمات مرتبط

  • ذو حفاظ
  • ذوحفیظه
  • ذوحیات
  • ذوحیاتین
  • ذوفار
  • متخصص درمان وحفاظت پاها
  • ذوالاظلاف
  • ذوتفاریج
  • ذوحاج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات