Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ذوالقرده

تلفظ بین المللی : /zolq1ˈardeː/ تلفظ :‌ [zolq1'aRde:]
لغت نامه دهخدا
  • ذوالقعده
  • ذوالفرده
  • ذوالرمه
  • ذوالقدر
  • ذوالقدریه
  • ذوالقرعتین
  • ذوالقرنین
  • ذوالقوه
  • ذوالقوه المتین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ذوالقردة. [ ذُل ْ ق َ دَ ] (اِخ ) از ارض نجد است و بعضی ذوالفردة به فاء موحده ٔ فوقانیه گفته اند. (از المرصع) (معجم البلدان یاقوت ).

( ذوالقردة ) ذوالقردة. [ ذُل ْ ق َ دَ ] ( اِخ ) از ارض نجد است و بعضی ذوالفردة به فاء موحده فوقانیه گفته اند. ( از المرصع ) ( معجم البلدان یاقوت ).

کلمات مرتبط

  • ذوالقعده
  • ذوالفرده
  • ذوالرمه
  • ذوالقدر
  • ذوالقدریه
  • ذوالقرعتین
  • ذوالقرنین
  • ذوالقوه
  • ذوالقوه المتین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات