معانی کلمه : ذوالفقار
لغت نامه دهخدا
ذوالفقار.[ ذُل ْ ف ِ ] (اِخ ) نام کوهی بدیار عرب . (المرصع).
ذوالفقار. [ ذُل ْ ف ِ ] (اِخ ) رجوع به ابوالحسن احمد ذوالفقار شود. (معجم المطبوعات ).
ذوالفقار. [ ذُل ْ ف ِ ] (اِخ ) نام محلی بحدود شرقی ایران و نقطه ٔ سرحدّی میان ایران و افغان و روس . بشمال غربی پساکوه .
فرهنگ عمید
شمشیر. Δ در اصل نام شمشیری است که در اختیار حضرت رسول بود و در غزوۀ احد به علیبن ابیطالب بخشید. چون بر پشت آن خراشهایی شبیه ستون فقرات بوده آن را ذوالفقار نامیدهاند.
شمشیر. &delta، در اصل نام شمشیری است که در اختیار حضرت رسول بود و در غزوۀ احد به علی بن ابی طالب بخشید. چون بر پشت آن خراش هایی شبیه ستون فقرات بوده آن را ذوالفقار نامیدهاند.
فرهنگ معین
( ~. فَ ) [ ع . ] (اِ. )نام شمشیر منبه بن حجاج (عاص بن منبه ) که به روز بدر کشته شد و آن شمشیر را رسول اکرم (ص ) برای خویش گزید و سپس آن را در غزوة احد به علی (ع ) عطا فرمود. گفته اند که چون بر پشت ذوالفقار خراش های پست و هموار بود، آن را بدین نام خواندند
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
شروانی سید قوام الدین حسین بن صدر الدین علی شاعر معاصر خوارزمشاهیان و هم عصر خاقانی شروانی وفلکی شروانی و جمال الدین اصفهانی ( ف.۶۷۹ه.ق. ) وی مداحی یوسف شاه لرمیکرد و در قواعد صنایع و بدایع شعری استاد و مخترع بود. دهلی و سلمان ازو پیروی کرده اند.
ذوالفقار بمعنی صاحب فقرات است و فقره هر یکی از مهره های پشت است که ستون فقرات از آن مرکب است .
ذوالفقار بمعنی صاحب فقرات است و فقره هر یکی از مهره های پشت است که ستون فقرات از آن مرکب است .
دانشنامه عمومی
شمشیر حضرت علی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: zolfeqār) (عربی) در لغت به معنی صاحب فقرات ، و فقره هر یک از مهرههای پشت است که ستون فقرات از آن مرکب است ؛ (به مجاز) شمشیر ؛ در اصل نام شمشیر حضرت علی (ع) .
