Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذمه

تلفظ بین المللی : /zˈameː/ تلفظ :‌ [z'ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • ذمه دار
  • اهل ذمه
  • مافی الذمه
  • مشغول الذمه
  • برائت ذمه
  • بری الذمه کردن
  • اهل الذمه
  • بری الذمه
  • بر ذمه ی کسی بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ذمة. [ ذَ م َ ] (ع مص ) (شاید معرب از دمه ٔ فارسی ) سخت شدن گرما. سخت شدن گرما بر مرد.

ذمه. [ ذَ م َه ْ ] ( ع مص ) دمه. ذَمِه َ الحَرﱡ؛ سخت شد گرما. || ذَمِه الرّجل بالحرّ؛ سخت شد گرما بر مرد.
ذمة. [ ذَم ْ م َ ] (ع ص ، اِ) بئرٌ ذَمَّة؛ چاه اندک آب . (مهذب الاسماء). چاه کم آب . || چاه بسیارآب . چاه پرآب . (از اضداد است ). ج ، ذِ...

فرهنگ عمید

۱. عهد، ضمان، پیمان.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] بر عهده گرفتن، تعهد داشتن.

فرهنگ معین

(ذِ مِّ ) [ ع . ذمة ] (اِ. ) ۱ - کفالت ، ضمانت . ۲ - عهد، پیمان . ، اهل ~ اهل کتاب از زرتشتیان ، یهودیان و ترسایان که در سرزمین مسلمان زندگی کنند (با شروط ذمه ).

فرهنگ فارسی

امان، عهدوپیمان، زینهار، ذمم جمع
۱ - ( اسم ) کفایت ضمانت . ۲ - نتیجه ای که از تعهد حاصل شود . ۳ - ( اسم ) عهد پیمان ضمان زینهار یا اهل ذمه اهل کتاب از زردشتیان جهودان و ترسایان که در سرزمین مسلمانان زندگی کنند ( با شروط ذمه ) .
سخت شدن گرما .

دانشنامه عمومی

ذمه می تواند به موارد زیر اشاره کند:ذمی یا اهل ذمهذمه (اشنویه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اشنویه در استان آذربایجان غربی ایرانذمه (نیشابور)، روستایی از توابع بخش میان جلگه شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایرانقنات ذمه، سبزوارwiki: ایران است.این روستا در دهستان اشنویه شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۵ نفر (۵۲خانوار) بوده است.wiki: دهستان بلهرات...

مترادف و متضاد

زینهار

پیمان، عهد

تقبل، ضمان، ضمانت، عهده، کفالت

۱. تقبل، ضمان، ضمانت، عهده، کفالت
۲. پیمان، عهد
۳. زینهار

due (اسم)بدهی، حق، ذمه، موعد پرداخت، پرداختنی، حقوقobligation (اسم)وظیفه، فرض، تعهد، عهده، ذمه، تکلیف، التزام، تکفل معاش...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ذمّه از ماده «ذَمَمَ» به معنی عهد، کفالت، امان، حرمت، حق و ضمان می باشد.در اصطلاح، اهل ذمه به کافران اهل کتابی می گویند که با مسلمانان عهد و پیمان بسته اند تا در کشور اسلامی و در پناه دولت اسلام در امان باشند و در مقابل، شرایطی را که دولت اسلامی برای آنها تعیین می کند، بپذیرند. wikifeqh: ذمه[ویکی الکتاب] معنی ذِمَّةً: عهد وپیمان (دراصل از ذِمام و ذمّ به معنی توبیخ و مذمتی است که متوجه ا...

کلمات مرتبط

  • ذمه دار
  • اهل ذمه
  • مافی الذمه
  • مشغول الذمه
  • برائت ذمه
  • بری الذمه کردن
  • اهل الذمه
  • بری الذمه
  • بر ذمه ی کسی بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات