ذمت . [ ذَ ] (ع مص ) دیگرگون و متغیر و لاغر گردیدن . دیگرگون و متغیر شدن . لاغر گردیدن .
ذمت. [ ذَ ] ( ع مص ) دیگرگون و متغیر و لاغر گردیدن. دیگرگون و متغیر شدن. لاغر گردیدن.ذمة. [ ذِم ْ م َ ] ( ع اِ ) کفالت. ذِمامَت. دَمامَت. || عهد. پیمان. ( ادیب نطنزی ). اِل. امان : به امان پناهید و زنهار طلبید و در ذمت عنایت و رعایت حاجب آلتونتاش گریخت. ( ترجمه تاریخ ی...
فرهنگ عمید
۱. امن، زینهار. ۲. عهده.
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) کفایت ضمانت . ۲ - نتیجه ای که از تعهد حاصل شود . ۳ - ( اسم ) عهد پیمان ضمان زینهار یا اهل ذمه اهل کتاب از زردشتیان جهودان و ترسایان که در سرزمین مسلمانان زندگی کنند ( با شروط ذمه ) .