Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذلق

تلفظ بین المللی : /zˈalq1/ تلفظ :‌ [z'alq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حروف ذلق
  • ذلقامان
  • ذلقه
  • حروف ذلقیه
  • دهستان ذلقی شرقی
  • دهستان ذلقی غربی
  • دهستان پیشکوه ذلقی
  • ذلقی
  • ذاقه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ذلق . [ ذُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اذلق و ذلقاء.

ذلق . [ ذِ ] (ع اِ) شمشیرگونه ای که دو حدّ و نوکی تیز دارد و میان عصا پنهان کنند.

ذلق . [ ذُ ل َ / ذُ ل ُ ] (ع ص ) تیز. || فصیح : لسان ُ ذلق ؛ زبانی تیز و فصیح .

ذلق . [ ذَ ل ِ ] (ع ص ) تیز....

فرهنگ عمید

۱. تیز.
۲. تیززبان؛ زبان‌آور؛ فصیح.

۱. تیز شدن؛ تیز شدن کارد و مانند آن.
۲. فصیح و تیززبان شدن؛ تیززبانی.

۱. تیز.
۲. تیززبان، زبان آور، فصیح.
۱. تیز شدن، تیز شدن کارد و مانند آن.
۲. فصیح و تیززبان شدن، تیززبانی.

فرهنگ معین

(ذِ لِ ) [ ع . ] (ص . ) چیره زبان ، تیززبان .

فرهنگ فارسی

( صفت ) چیره زبان تیز زبان ذلیق .

کلمات مرتبط

  • حروف ذلق
  • ذلقامان
  • ذلقه
  • حروف ذلقیه
  • دهستان ذلقی شرقی
  • دهستان ذلقی غربی
  • دهستان پیشکوه ذلقی
  • ذلقی
  • ذاقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات