Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذرعی

تلفظ بین المللی : /zarʔˈi/ تلفظ :‌ [zaR?'i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذرعینه
  • ذرعینی
  • ذرایر
  • ذرایع
  • ذربین
  • ذرع
  • ذرع مقصر
  • ذری
  • ذریات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ذرعی. [ ذَ ] ( ص نسبی ) منسوب بذَرع. مال ذرعی ، جامه. پارچه. قماش. نسیج. منسوج.

فرهنگ فارسی

منسوب بذرع . جامه . پارچه .

کلمات مرتبط

  • ذرعینه
  • ذرعینی
  • ذرایر
  • ذرایع
  • ذربین
  • ذرع
  • ذرع مقصر
  • ذری
  • ذریات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات